حسين بن حسن خوارزمي
44
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
منبئ است ازين ، و مبنى است برين . و اختلاف طرايق به عدد انفاس خلايق مشعر بر آنكه چون هر احدى دم از « بود » خود مىزند ، پس به عدد وجود هر موجود طريقى باشد به حضرت معبود و نام اين طريق پيش اهل تحقيق « طريق سلسلهء ترتيب » و « وسائط وجود » است . هم بر آن ترتيب كه در مقام ذكر حضرات دانستى رجوع هر احدى هم بدان ترتيب باشد . و اين طريق طريقيست عام كه در وى عقبات بسيار و حجب و وسائط بىشمارست . چنانك حضرت رسالت گفت « إنّ للّه تعالى سبعين ألف حجاب من نور و ظلمة و لو كشفها لأحرقت سبحات وجهه ما انتهى إليه بصره من خلقه » . پس حجب ظلمانى مراتب عوالم اشباح باشد و حجب نورانى وسايط عوالم ارواح ، تابنده را انسلاخ از حجب تعيّنات اين عوالم كه از حضرت حق و جناب مطلق تا سالك مسدولست حاصل نشود ، وصل دست ندهد كما قال اللّه تعالى : وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ . و اين طريق أبعد طرايق است و واصلين بدينطريق اقلّ خلايق ؛ دو اصل را بعد از حصول وصول متخيل از رجوع به منزل اول چاره نيست تا طلب كند حقّى را كه ازو مسافرت كرده بود و نشناخته از آنكه حق محيط همه است . مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى بعضى اهل معنى درين معنى گفتهاند . شعر : ربّ امر نحو الحقيقة ناظر * برزت له فيرى و يجهل ما يرى ز عين ظهور تلونى از بطون * در ادراك تو عاجز اهل قرون ترا ديده وز عجز نشناخته * به كوكو طلب كرده چون فاخته أمّا طريقى ديگر هست كه آن را « طريق وجود خاص » گويند . اهل تحقيق آن را « طريق سرّ » خوانند . درين طريق وسايط را اصلا مدخلى نباشد و اين طريق حاصلست از ارتباط خلايق از روى عين ثابتهء خود به حضرت خالق . از آنكه حقيقت هر مربوب مرتبط است به حقيقت ربّ خود بىواسطه ، و تجليّات الهى و جذبات پادشاهى بنده را ازاينروى حاصل شود ، و سرّ « جذبة من جذبات